» پرونده تمکین

تمکین زوجه

یکی از آثار غیر مالی عقد نکاح مفهوم تمکین زوجه است که میتوان ان را از نتایج ریاست مرد بر خانواده دانست. تمکین در مقابل نشوز به کار رفته و در مفهوم حقوقی به تمکین به دو صورت عام و محدوده خاص اشاره شده است. تمکین عام به معنای قبول ریاست شوهر بر خانواده و احترام به اراده او در این نهاد و تربیت فرزندان و ، تمکین خاص به معنی رابطه جن سی زن با شوهر و تسلیم زن در مقابل خواسته های مشروع زوج است. طبق اصل 40 قانون اساسی هیچ کس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر ... قرار دهد. پس با توجه به اینکه قانون گذار ریاست بر خانواده را به منظور حفظ سلامت و استحکام ان نهاد برای مرد قائل شده است،نباید ان را وسیله اضرار به زن و صدمه زدن به بنیان خانواده قرار داد وناچارا در تشخیص و داوری در هریک از این دو مفهوم،باید به دنبال داوری عرف با مفهوم نوعی و شخصی ان رفت.زیرا معیار تمیز تمکین زوجه با در نظر گرفتن رفتار انسان متعارف در ان شرایط خاص و رعایت حقوق زوجه و اخلاق خواهد بود.

ارکان دعوی

الف)وجود رابطه زوجیت ناشی از عقد نکاح و بقای ان: که معمولا با اجباری شدن ثبت عقد نکاح با ملاحظه سند نکاحیه یا حکم قطعی دادگاه مبنی بر اثبات زوجیت احراز میگردد.

ب)اثبات عدم تمکین زوجه: در روابط غیر مالی زن و شوهر و حقوق و تکالیف انان نسبت به یکدیگر انجام تکالیف و خواسته مشروع همسر ،آرمان مطلوب هر انسان متعارف است که این ظهور و اماره حقوقی بر اصل عدم که در سایر موارد ازجمله تعهدات مالی جاری میشود و حکومت دارد.در دعوی تمکین نباید زوج را از اقامه دلیل اثبات عدم تمکین به اتکای اصل عدم معاف نمود زیرا به اصول عملیه زمانی استناد میشود که دلائل یا امارات یا قرائنی وجود نداشته باشد.مگر اینکه عدم تمکین یا امتناع زوجه از اوضاع و احوال خارج و موجود نیز حاصل گردد.مثل اینکه زوجه در خارج از منزل مشترک که شوهر تعیین نموده سکنی گزیده باشد.با تحمیل بار اثبات عدم تمکین زوجه به عهده زوج،او به راحتی نمیتواند با ادعای عدم تمکین زوجه ازآثار و نتیاج حکم الزام به تمکین که همانا عدم استحقاق زوجه به نفقه و تجویز ازدواج مجدد زوج است بهره مند شود.

مراحل دادرسی

1) دادگاه بعد از تشکیل اولین جلسه دادرسی به جهت احراز تمکین یا عدم تمکین زوجه به بررسی دلائل استنادی و بررسی اوضاع و احوال موجود می پردازد ودر صورت لزوم اقدام به صدور قرار تحقیق محلی می نماید و با تعیین وقت دیگری ضمن ابلاغ به طرفین جهت حضور،به خواهان تذکر میدهد تا وسیله اجرای قرار را فراهم کند

2) دروقت مقرر چنانچه وسیله اجرای قرار مهیا نشود و بدون اجرای قرار نیز امکان انشای رای ممکن نباشد ، به استناد ماده 256 ق. آ. د .م ، قرارابطال داخواست صادر خواهد شدو الا با تهیه وسیله اجرای قرار وتعیین عضو مجری ،موضوع قرار صادره به طرفین و عضو مجری تفهیم و قرار صادره اجرا میشود.

3) به محض وصول صورتجلسه اجرای قرار به نحو صحیح و دقیق ،دادگاه مبادرت به انشای رای مینماید.

«بنا به مراتب فوق رسیدگی به دعوی مزبور از حیث ادله اثباتی نیازمند یک تا دو جلسه رسیدگی است»


آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Organic Traffic